تبليغاتX
وب عرفانی گمگشته دل

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با عرض سلام وادب خدمت دوستان صمیمی گمگشته دل و تمام کسانی که این مطلب را می خوانند.پیشاپیش عید سعید قربان را به شما وهمه مسلمانان جهان  تبریک وتهنیت عرض می نمایم. عزیزان در پست قبلی در مورد غوث الاعظم حضرت شیخ عبدالقادرگیلانی نوشتم.وانگیزه ام ازنوشتن این مقاله این بود که مدتها دراینترنت گشتم تا مطلب جامعی درموردآن شخصیت بزرگ  بیابم اما هرچه گشتم کمتر یافتم .پس نوشتم وهمچنانکه انتظارداشتم تعدادی ازدوستان صاحب نظر با نظرات کارشناسانه خود مرا همراهی نمودند وچند وبلاگ نیز در موافقت نوشته هایم با نام مبارک حضرت شیخ عبدالقادر ایجاد شدند.

برخی از دوستان درمورد کلمه غوث پرسیده بودند واینکه آیا مقام شیخ عبدالقادر گیلانی از مقام صحابه بالاتر است؟واگر چنین نیست چرا کراماتی که به ایشان ودیگر اولیاءالله نسبت می دهنددرمورد هیچ صحابه ای روی نداده است؟ بنده درحد توان خودوبصورت بسیار مختصر پاسخ خواهم داد و مقاله ی نسبتاً مفصلی نیز که آن را از چند سال پیش داشتم درمورد جواز توسل به ارواح طیبه انبیاءالله واولیاءالله بااستناد به آیات قرآن کریم واحادیث شریف نبوی که باموضوع بی ارتباط نخواهد بود،علیرغم کسالت بدنی تایپ نموده و در همین پست قرارمی دهم امید است دوستان عزیز از آن بهره مند گردند ومرا از دعای خیر خود محروم نفرمایند. 

حضرت شيخ عبدالقادرگيلانی به شهادت تاريخ بزرگترين تاثير را درتصوف گذاشته وازاين رو محيی الدين وسلطان الاولياء لقب گرفته است.ايشان درتصوف به مقام ولايت رسيده است و ولی که همانا دوست خداست به واسطه ی ارتباط نزديک به خداوند بزرگ به مقامی می رسدکه پرده و حجاب بين او و عالم غيب مکشوف می شود .بنا به فرمایش خداوند درحديث قدسی ولی کسی است که چشم او چشم خدا دستش دست خدا وتمام اعضايش اعضای خدامی شود. واين شخص خليفة الله فی الارض است .خداوند به او آن قدرت را می دهد که به عنوان واسطه بين خود ومخلوق قرارگيردبه عبارتی اين شخص ماموريت دارد ومی تواند آن صفت را داشته باشد. پس حضرت شیخ عبدالقادر دارای آن صفات بوده و لقب غوث که به معنی فريادرس ودر اراده ويد قدرت خداست، درمورد وی صادق می باشد.

درخصوص اينکه چرا به حضرت عبدالقادر غوث الخلايق می گویند، باید گفته شودکه هدف ازخلايق جميع مخلوقات نيست بلکه مخلوقات محدودی مدنظر است ومعنی نسبی آن را می رساند .يعنی اشخاص محدود ومعدودی که منسوبان ودراويش آن جناب می باشند وکسانی که با اعتقادوايمان ويقين کامل به ولايت او ازايشان استمداد می جويند وکلمه غوث الاعظم نيز همانطورکه ازمعنی آن استنباط می شود مترادف فرياد رس بزرگ است يعنی بزرگی که خداوند اختيار اين را به او داده که به کمک کسانی که ازاو ياری خواسته اند برود. اما اين به آن معنا نيست که به او مقام الوهيت بدهيم بلکه اعظم به اين معنا که ازما وديگر مشايخ بزرگتراست.

واما درمورد مقام صحابه : مقام صحابه مقامی بسيار شامخ وبلند است آنان درزمان حضرت رسول الله(ص)می زيسته اند باآن حضرت درسختی ها وعسرتها بوده اند ودرحق آنان رضی الله عنه گفته شده است. نقل است از عمر ابن عبدالعزيز خلیفه عادل اموی پرسیدند آیا به درجه صحابه رسيده ای؟ پاسخ داد من حتی به گرد وغباری که به بينی اسب اصحاب رسول الله (ص) نشسته است نمی رسم چه برسد به خود اصحاب.اگر چه مقام صحابه را نمی توان با مردمان قرون بعدی مقايسه کرد ، اما بوده اند انسانهايی که امورات خارق العاده از آنها سرزده که حتی صحابه را توان انجام آن نبوده است. ذکر اين نکته ضروريست که بزرگی صحابه درهمنشينی پيغمبر(ص) بوده وبا وجود وحضور آن حضرت نيازی به امورات خارق العاده از اصحاب نبوده وماموريتی که برای اوليا الله درنظر گرفته شده برای آنها گرفته نشده است..اما اوليا الله دارای ماموريت هستند .آنها پس از طی مراحل طریقت به مرحله ارشاد می رسند واين شروع ماموريتشان است. مسئله ديگر اينکه بنا به فرمايش آن حديث قدسی که مومن به جايی مي رسد که اعضاء وحرکاتش خدايي می شود ويا بنا به گفته شاعر رسد آدمی به جايي که بجز خدا نبيند به استناد اين مطالب واينکه حضرت شيخ عبدالقادر درتصوف انقلابی برپا کرد وبه عنوان رهبری که ملجاء وپناهگاه مردم شد خود درطول زندگی همواره درمسيری گام برداشت که احيا کننده سنت رسول الله گردید ومطمئناً ماموريتی که به عنوان غوث به او داده شد به صحابه داده نشده است. مثلاً حضرت موسی پيامبری اولوالعزم بود وخضر پيامبر نبود با اين حال حضرت موسی نمی توانست دررموزات خضر راه يابد وچون خضر ماموريت داشت که حتی به عنوان راهنما ومرشد حضرت موسی وارد شود وبنا به فرمايش قرآن براثر علم کافی ازکارهای خارق العاده خضرايراد بگيردوطاقت همرهی وی رانداشته باشد.ماکه نمی توانيم بگوييم حتماً خضر از موسی برتر بوده است بلکه می گوييم خداوند به هرکس يک نوع ماموريت داده است .درمورد شيخ عبدالقادر گيلانی نیز اين گونه است .وی نه پيغمبر است نه صحابه اما خداوند به او ماموريتی داده که به صحابه داده نشده است.

روح آدمی مرگ ندارد .اصولاً انسانيت آدم به روح اوست نه جسمش. زيرا جسم بعد حيوانی انسان است وآن روح است که وی را اشرف مخلوقات قرار داده واين روح زنده وپوياست .حتی روح گناهکاران که بنا به شواهدتاريخی ، حضرت محمد (ص) درجنگ بدر پس از خاتمه نبردبر بالای چاه خطاب به کشتگان کفار قريش فرمود :ای کشتگان قريش ديديد که وعده خداوند راست آمد.اصحاب عرض کردند يا رسول الله آنها مرده اند مگر می شنوند؟ فرمود بلی آنها از شما بهتر می شنوند ليکن نمی توانند پاسخ دهند.

اگر ارواح خبیثه مشرکین زنده است ، چگونه می توان گفت که ارواح طیبه انبیاء واولیاء زنده نیست . خلاصه کلام اینکه ارواح پاک ومقدس اولیا الله و علی الخصوص حضرت غوث گیلانی رضی الله عنه زنده وپویاست واین روح هر گز نمی میرد .بلکه به قول مشهور روح هنگامی که از قالب وزندان تن رها شد دایره قدرتش وسیعتر خواهد شد وجان کلام اینکه ارواح اولیای خدا محدود به زمان ومکان نیست.

 

توسل به  ارواح طيبه  انبياالله و اولياالله با استناد به آيات قرآن کريم و احاديث شريف نبوی (ص) :

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گمگشته دل  | لینک ثابت |